شش ماه شرمندگی از زن و بچه !!!
یادداشت مجتبی امیریان

gif شش ماه شرمندگی از زن و بچه !!!

آقای نماینده،آقای وزیر،آقای استاندار، آقای مدیر کل،آقای فرماندار،آقای مدیر میانی و مدیر جز و یا هر... 
برگزاری نخستین سالگرد شهادت آتش نشان رضوانشهری حادثه پلاسکو

gif برگزاری نخستین سالگرد شهادت آتش نشان رضوانشهری حادثه پلاسکو

نخستین سالگرد شهادت آتش نشان دلاور بسیجی”شهید محسن روحانی” در مسجد جامع نبی اکرم (ص) رضوانشهر برگزار... 
دهیاران در صف اول اجرای طرح بوم گردی در روستاها
معاون فرماندار تالش:

gif دهیاران در صف اول اجرای طرح بوم گردی در روستاها

معاون فرماندار تالش در جلسه شهرستانی بوم گردی گفت: بحث گردشگری از موارد مهمی است که توجه به آن می تواند... 
تصادف زنجيره اي در تالش

gif تصادف زنجيره اي در تالش

فرمانده انتظامي تالش ازوقوع تصادف زنجيره اي در اثر عدم تسلط راننده پرايد در این شهرستان خبر داد.   به... 
دستگيري عامل غير مجاز فروش سيم كارت هاي تلفن همراه در تالش

gif دستگيري عامل غير مجاز فروش سيم كارت هاي تلفن همراه در تالش

فرمانده انتظامی تالش از دستگيري عامل غير مجاز فروش سيم كارت هاي تلفن همراه در این شهرستان خبر داد.   به... 
درخشش دانش آموزان تالشی در مسابقات بین المللی کاراته آذربایجان

gif درخشش دانش آموزان تالشی در مسابقات بین المللی کاراته آذربایجان

سه دانش آموز تالشی، در مسابقات بین المللی کاراته که در شهر باکو برگزار شد، موفق به کسب ۲ مدال طلا و یک... 
صادرات ۱۲ هزار دلار میگو از آستارا به روسیه

gif صادرات ۱۲ هزار دلار میگو از آستارا به روسیه

 رئیس شبکه دامپزشکی آستارا از صادرات نیم تن میگو به ارزش ۱۲ هزار دلار، از این شهرستان به روسیه خبر داد. به... 
۲۵۴ مداح شهرستان تالش در سامانه کشوری طوبی ساماندهی شدند
رئیس کانون مداحان تالش:

gif ۲۵۴ مداح شهرستان تالش در سامانه کشوری طوبی ساماندهی شدند

رئیس کانون مداحان تالش، از ساماندهی ۲۵۴ مداح این شهرستان در سامانه کشوری طوبی خبر داد.  مهدی شفیعی... 
بازدید مدیرکل راه و شهرسازی گیلان از پروژه های راه های روستایی تالش

gif بازدید مدیرکل راه و شهرسازی گیلان از پروژه های راه های روستایی تالش

مدیرکل و جمعی از مدیران راه و شهرسازی گیلان همراه با نماینده و فرماندار شهرستان تالش از پروژه های راه... 
آغاز عملیات اجرایی اصلاح و توسعه شبکه آب تالش از اعتبارات تبصر ۳

gif آغاز عملیات اجرایی اصلاح و توسعه شبکه آب تالش از اعتبارات تبصر ۳

با حضور مدیرعامل آبفای گیلان و نماینده و فرماندار تالش عملیات اجرایی توسعه و اصلاح شبکه آب تالش آغاز... 

کد خبر: 25480 | تاریخ انتشار: ۱۴:۴۹:۴۹ - چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶ | بدون نظر | نسخه چاپی نسخه چاپی |

یادداشت/ فاطمه رحمتی

تقدیم به شهیدی که روزهاست روزهایم بی او شب نمیشود، بابک نوری

1481316

بسیجی حقوق خوانده ی امدادگر قصه ی ما، همه ی اینها را دید و ندید، جمال و جلال دنیا برایش معرکه ی رزم و امتحان بود نه عیش کده ی راحتی و کاخ آسایش.


به گزارش مریان خبر، عده ای غرق در تاریکی پاهایشان به سویی می رفت، ذهن هایشان به سویی دیگر. در قرن صنعت زده ی دهر، زمانه ای که خورشید عالم تاب آرمانها و ارزشها، غریبانه نفیر مظلومیت سر می داد و ابرهای سیاه فراموشی و جهل ثانی و عِناد در مقابلش گارد گرفته اند، پروردگار به رسم همیشگی اش از آغاز تا ابد، صورِ بلا را نواخت تا همگان را در وادی امتحانات سختش محک زند.

ابلیس در آخرین دست و پا زدن هایش، با تمام قوا، جنود خود را علیه جنود پروردگار بسیج کرد. تمام کفر با تمام قوا علیه تمام اسلام، تمام باطل با تمام سلاح های مرئی و نامرئی اش علیه تمام حق.
تو گویی گرد مرگ و خواب پاشیده شده بود بر عده ی کثیری از مردمانِ این زمان. این صور پر صدا، آنها که شب هایشان همچون کودکی ناله زار بود و روزهایشان همچون شیرمرد پهلوانی، درگیر جنگ با نفس و حق، بیدارتر کرد و فریاد شکرانه شان را به گوش فرشتگان رساند از نعمت باز شدن روزنه ای رو به وصال.

۶ سال، بیش از ۵۰۰۰ لاله، که هر کدام از فرط اخلاص میتوانستند فرمانده ی یک جریان حق طلب باشند ، به معراج رفتند.
منادی ندا میداد که روزنه ها تنگ تر می شود و دوباره رسیدن به آرزوی وصال سخت تر. نزدیک به دمیدن در شیپور پیروزی و اعلام فتح الفتوح بود که جاماندگان پرپر میزدند برای پرواز. و در میان همین جاماندگان، جوانی بود به پاکی آبِ روان، و لطافت گلبرگ های باغستان های بهار و چشم نوازی خزان، و به زلالی دریا، از دیار دریا، که ذوب شد همچون قطرات دریا، هَروَله کرد به سوی آسمان و عشقش را بر تک تک ما باراند .
در عین نعمت بود، در عین جوانی، در عین ثروت و زیبایی. می توانست شبها در کافه های بالاي شهر قهوه ی ترک بنوشد و با جوانک های از همه ی عالَم بی خبر، حدیث خوش تراشی پیکر دخترکان بزک کرده ی شهر را بگویند، می توانست روزهایش را تا میانه ی ظهر چنان در خواب تنبلانه بگذراند که خورشید هم شرم کند، می توانست… اصلا بگذارید فرض های حلال و اسلامی اش را بگویم! می توانست ارشدش را تمام کند و دکترايش را بگیرد و وکیل درجه یک شهر شود و همسری بستاند و با هم عیش حلال دنیا را نوش کنند، فرزندها بیاورند، گل بگویند و گل بشنوند و… .

خودمانیم، کم چیزی نیست کسی شهید شود. کار هر بی سر و پا نیست گذشتن از لذت های پست و فریفتگی پُست ها.
آنچه برای من پاپتی، حلال و مباح است، برای عشاقِ دردکشیده حرام است. دردها دزدان خواب شب اند و دنیا برای اهل ایمان و درد چنان زندانیست تنگ و تاریک و نمور و زشت روی. اگر دنیا برای تو زندان نیست، پس بدان هنوز نفهمیده ای زندانیِ دارِ بلایی .

بسیجی حقوق خوانده ی امدادگر قصه ی ما، همه ی اینها را دید و ندید، جمال و جلال دنیا برایش معرکه ی رزم و امتحان بود نه عیش کده ی راحتی و کاخ آسایش.

بی ادعا، آرام، محجوب و متین زیست و با خون بر حق اش، زنده بودنش را جاودانه کرد.
نه چون اهل تفریط پوسیده مغز غرق شده در دنیا بود، نه چون واعظان جلوه گر در محراب که در میانه ی جمع حدیث حق میگویند و در خلوت حدیث نفس نشخوار میکنند، یقه شان خفه اشان کرده ، بر کرسی های رسمی و غیر رسمی از اسلام و انقلاب میگویند اما در خفا، رقم داراییشان کنتور می اندازد از کثرت انباشت و در روز روشن و شب تاریک با کفش های نجس شان بر خون های پاک هزاران شهید چون بابک موج سواری میکنند و با هر چه آبرو که نظام جمع کرده بازی میکنند.

بابک با عمل خالصانه و بصیرت و وقت شناسیش و دفاع از اعتقادش و سرانجام با خونش، همه ی معادلات را حل کرد. گذاشت و گذشت.

و مداح بود که در ستاره بارانِ شامِ وداع او میخواند:

باز از مدینه آوردن یه زائر
یه علی اکبر، یه حبیب بن مظاهر

به چشم عیان بود که بابک با همین خون خود، پاهای چه آهوان گریز پای از دین و انقلاب را به سرزمین گلزار شهیدان باز کرده و میکند.
او چنان دیگر شهیدان، با همه بود و بی همه بود.

و من از تماشای همه ی این مناظر، غرق بودم در عشق و جنون، غرق در غم، غرق در درد، و غرق در نفرت از سیاسیون متغافلِ خائن که جای متلک ها و توهین هایشان به شهدای مدافع حرم در انتخابات هنوز و تا ابد درد میکند.

این درد، پایان ندارد تا زمانی که ظلم پایان نگیرد.
عشق به پایان رسید، خونِ تو پایان نداشت.

این روزها مُدام زمزمه میکردم:

در بهار آزادی، جای شهدا خالی، و چون ابر بهار میگرییدم.

بابکِ آزاداندیشانِ مومن به طریق، سخن از تو زیاد است و وقت اندک.
تو و وصف تو و امثال تو را که همگی از یک نورید چه گمنامتان چه مشهورتان، چه زیبا صورتتان چه معمولی صورتتا ،
میسپارم به دل های بیدار و پردردِ در آرزوی وصال.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر



آخرین اخبار