تاسیس ۱۴ دهیاری جدید در بخش مرکزی تالش
بخشدار مرکزی تالش:

gif تاسیس ۱۴ دهیاری جدید در بخش مرکزی تالش

بخشدار مرکزی تالش از تاسیس ۱۴ دهیاری جدید در این بخش خبر داد. به گزارش مریان خبر ، چنگیز شکوری بخشدار... 
غرق شدن یک جوان در ساحل تکی تازه آباد تالش

gif غرق شدن یک جوان در ساحل تکی تازه آباد تالش

یک جوان اهل طولارود تالش گرفتار امواج دریا شد و فوت کرد. به گزارش  مریان خبر ، یک جوان اهل طولارود تالش... 
رئيس دفتر جديد محمود شكري در تالش معرفي شد

gif رئيس دفتر جديد محمود شكري در تالش معرفي شد

محمود شكري نماينده مردم شهرستان هاي تالش، ماسال و رضوانشهر طي حكمي رئيس دفتر جديد خود در شهرستان تالش... 
روایت متفاوت مسوولان از رویدادهای هفته های اخیر تالش خبرساز شد/ امام جمعه تالش: برخی اقدامات بر اساس شعائر دین نمی باشد

gif روایت متفاوت مسوولان از رویدادهای هفته های اخیر تالش خبرساز شد/ امام جمعه تالش: برخی اقدامات بر اساس شعائر دین نمی باشد

امام جمعه تالش گفت: صدور مجوز برای مراسمی که با سوت، کف و هورا در شهر تالش و سالروز شهادت ششمین امام شیعیان... 
برگزاری فینال اولین مسابقه استعدادیابی صدای برتر سرزمین تالش

gif برگزاری فینال اولین مسابقه استعدادیابی صدای برتر سرزمین تالش

فینال اولین مسابقه استعدادیابی صدای برتر سرزمین تالش در مجتمع فرهنگی و هنری معراج اداره فرهنگ و ارشاد... 
اعضای هیات مدیره تیم چوکای تالش مشخص شدند

gif اعضای هیات مدیره تیم چوکای تالش مشخص شدند

طی جلسه ای که در فرمانداری تالش با حضور محمود شکری نماینده تالش ، رضوانشهر و ماسال و امیر عابدی رئیس... 
برپایی نمایشگاه خوشنویسی بمناسبت هفته عفاف و حجاب در تالش

gif برپایی نمایشگاه خوشنویسی بمناسبت هفته عفاف و حجاب در تالش

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تالش از برگزاری نمایشگاه خوشنویسی به مناسبت گرامیداشت هفته عفاف و حجاب... 
اولویت کار بنیاد برکت در گیلان اشتغالزایی است
رئیس بنیاد برکت کشور در رضوانشهر:

gif اولویت کار بنیاد برکت در گیلان اشتغالزایی است

رئیس بنیاد برکت کشور گفت: اولویت کار بنیاد برکت در گیلان اشتغال زایی در مناطق روستایی برای جلوگیری از... 
غرق شدن سه جوان در آب های مناطق خطرآفرین شهرستان آستارا

gif غرق شدن سه جوان در آب های مناطق خطرآفرین شهرستان آستارا

سه جوان (مرد) اهل اردبیل در مناطق خطرآفرین دریای خزر در شهرستان مرزی بندر آستارا عصر امروز غرق شدند. به... 
دانش آموزان رضوانشهر عازم سرزمین نور شدند
مدیر آموزش و پرورش رضوانشهر:

gif دانش آموزان رضوانشهر عازم سرزمین نور شدند

علی گواهی مدیر آموزش و پرورش شهرستان رضوانشهر در گفنگو با روابط عمومی گفت: غنی سازی اوقات فراغت دانش‌آموزان... 

کد خبر: 25480 | تاریخ انتشار: ۱۴:۴۹:۴۹ - چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶ | بدون نظر | نسخه چاپی نسخه چاپی |

یادداشت/ فاطمه رحمتی

تقدیم به شهیدی که روزهاست روزهایم بی او شب نمیشود، بابک نوری

1481316

بسیجی حقوق خوانده ی امدادگر قصه ی ما، همه ی اینها را دید و ندید، جمال و جلال دنیا برایش معرکه ی رزم و امتحان بود نه عیش کده ی راحتی و کاخ آسایش.


به گزارش مریان خبر، عده ای غرق در تاریکی پاهایشان به سویی می رفت، ذهن هایشان به سویی دیگر. در قرن صنعت زده ی دهر، زمانه ای که خورشید عالم تاب آرمانها و ارزشها، غریبانه نفیر مظلومیت سر می داد و ابرهای سیاه فراموشی و جهل ثانی و عِناد در مقابلش گارد گرفته اند، پروردگار به رسم همیشگی اش از آغاز تا ابد، صورِ بلا را نواخت تا همگان را در وادی امتحانات سختش محک زند.

ابلیس در آخرین دست و پا زدن هایش، با تمام قوا، جنود خود را علیه جنود پروردگار بسیج کرد. تمام کفر با تمام قوا علیه تمام اسلام، تمام باطل با تمام سلاح های مرئی و نامرئی اش علیه تمام حق.
تو گویی گرد مرگ و خواب پاشیده شده بود بر عده ی کثیری از مردمانِ این زمان. این صور پر صدا، آنها که شب هایشان همچون کودکی ناله زار بود و روزهایشان همچون شیرمرد پهلوانی، درگیر جنگ با نفس و حق، بیدارتر کرد و فریاد شکرانه شان را به گوش فرشتگان رساند از نعمت باز شدن روزنه ای رو به وصال.

۶ سال، بیش از ۵۰۰۰ لاله، که هر کدام از فرط اخلاص میتوانستند فرمانده ی یک جریان حق طلب باشند ، به معراج رفتند.
منادی ندا میداد که روزنه ها تنگ تر می شود و دوباره رسیدن به آرزوی وصال سخت تر. نزدیک به دمیدن در شیپور پیروزی و اعلام فتح الفتوح بود که جاماندگان پرپر میزدند برای پرواز. و در میان همین جاماندگان، جوانی بود به پاکی آبِ روان، و لطافت گلبرگ های باغستان های بهار و چشم نوازی خزان، و به زلالی دریا، از دیار دریا، که ذوب شد همچون قطرات دریا، هَروَله کرد به سوی آسمان و عشقش را بر تک تک ما باراند .
در عین نعمت بود، در عین جوانی، در عین ثروت و زیبایی. می توانست شبها در کافه های بالاي شهر قهوه ی ترک بنوشد و با جوانک های از همه ی عالَم بی خبر، حدیث خوش تراشی پیکر دخترکان بزک کرده ی شهر را بگویند، می توانست روزهایش را تا میانه ی ظهر چنان در خواب تنبلانه بگذراند که خورشید هم شرم کند، می توانست… اصلا بگذارید فرض های حلال و اسلامی اش را بگویم! می توانست ارشدش را تمام کند و دکترايش را بگیرد و وکیل درجه یک شهر شود و همسری بستاند و با هم عیش حلال دنیا را نوش کنند، فرزندها بیاورند، گل بگویند و گل بشنوند و… .

خودمانیم، کم چیزی نیست کسی شهید شود. کار هر بی سر و پا نیست گذشتن از لذت های پست و فریفتگی پُست ها.
آنچه برای من پاپتی، حلال و مباح است، برای عشاقِ دردکشیده حرام است. دردها دزدان خواب شب اند و دنیا برای اهل ایمان و درد چنان زندانیست تنگ و تاریک و نمور و زشت روی. اگر دنیا برای تو زندان نیست، پس بدان هنوز نفهمیده ای زندانیِ دارِ بلایی .

بسیجی حقوق خوانده ی امدادگر قصه ی ما، همه ی اینها را دید و ندید، جمال و جلال دنیا برایش معرکه ی رزم و امتحان بود نه عیش کده ی راحتی و کاخ آسایش.

بی ادعا، آرام، محجوب و متین زیست و با خون بر حق اش، زنده بودنش را جاودانه کرد.
نه چون اهل تفریط پوسیده مغز غرق شده در دنیا بود، نه چون واعظان جلوه گر در محراب که در میانه ی جمع حدیث حق میگویند و در خلوت حدیث نفس نشخوار میکنند، یقه شان خفه اشان کرده ، بر کرسی های رسمی و غیر رسمی از اسلام و انقلاب میگویند اما در خفا، رقم داراییشان کنتور می اندازد از کثرت انباشت و در روز روشن و شب تاریک با کفش های نجس شان بر خون های پاک هزاران شهید چون بابک موج سواری میکنند و با هر چه آبرو که نظام جمع کرده بازی میکنند.

بابک با عمل خالصانه و بصیرت و وقت شناسیش و دفاع از اعتقادش و سرانجام با خونش، همه ی معادلات را حل کرد. گذاشت و گذشت.

و مداح بود که در ستاره بارانِ شامِ وداع او میخواند:

باز از مدینه آوردن یه زائر
یه علی اکبر، یه حبیب بن مظاهر

به چشم عیان بود که بابک با همین خون خود، پاهای چه آهوان گریز پای از دین و انقلاب را به سرزمین گلزار شهیدان باز کرده و میکند.
او چنان دیگر شهیدان، با همه بود و بی همه بود.

و من از تماشای همه ی این مناظر، غرق بودم در عشق و جنون، غرق در غم، غرق در درد، و غرق در نفرت از سیاسیون متغافلِ خائن که جای متلک ها و توهین هایشان به شهدای مدافع حرم در انتخابات هنوز و تا ابد درد میکند.

این درد، پایان ندارد تا زمانی که ظلم پایان نگیرد.
عشق به پایان رسید، خونِ تو پایان نداشت.

این روزها مُدام زمزمه میکردم:

در بهار آزادی، جای شهدا خالی، و چون ابر بهار میگرییدم.

بابکِ آزاداندیشانِ مومن به طریق، سخن از تو زیاد است و وقت اندک.
تو و وصف تو و امثال تو را که همگی از یک نورید چه گمنامتان چه مشهورتان، چه زیبا صورتتان چه معمولی صورتتا ،
میسپارم به دل های بیدار و پردردِ در آرزوی وصال.

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

ارسال نظر



آخرین اخبار